السيد محمد حسين الطهراني
151
الله شناسى (فارسى)
مىگويد : « قرآن مسألهء شيطان را به شكل حيرتانگيزى طرح كرده است كه كوچكترين خدشهاى بر توحيد ذاتى و اصل لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، « 1 » و همچنين بر اصل توحيد در خالقيّت ، و اصل أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ ، « 2 » قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ « 3 » ، لَمْ يَتَّخِذْ صاحبة و لا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ « 4 » وارد نمىسازد . براى مادّيّون و ماترياليستها مسألهء شرور حلّ نشده ، و به جهان بدبين هستند بدبينى فلسفى : يكى ديگر از اثرات « مسألهء شرور » پيدايش بدبينى فلسفى است . فلاسفهء بدبين معمولًا از ميان ماترياليستها برمىخيزند . يك نوع رابطه و تلازم ميان ماترياليسم و بدبينى فلسفى وجود دارد كه قابل انكار نيست . علّت اينكه ماترياليستها دچار نوعى بدبينى مىشوند ، عدم حلّ مسألهء شرور است در اين فلسفه . طبق بينش فلسفهء الهى ، وجود مساوى با خير است و شرّ امر اضافى و نسبى است ، و زير هر پردهء شرّ خيرى نهفته است ؛ ولى بر طبق بينش مادّى
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 11 ، از سورهء 42 : الشّورى : « مانند او چيزى نيست . » ( 2 ) قسمتى از آيه 54 ، از سورهء 7 : الاعراف : « آگاه باش كه عالم خلق و عالم امر اختصاص به او دارد . » ( 3 ) قسمتى از آيه 16 ، از سورهء 13 : الرّعد : « بگو : خداوند آفرينندهء تمام اشياء است ! » ( 4 ) آيهاى بدين عبارت در قرآن نداريم . آيه آخر از سورهء 17 : الإسراء كه آيه 111 است در آن لفظ صاحبةً وجود ندارد و اينطور است : لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ . « فرزندى براى خود اتّخاذ نكرده است و در سلطنت خود داراى شريكى نيست . » و در آيه 3 ، از سورهء 72 : الجنّ وارد است : مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً . « پروردگار ما براى خود نه جفتى و نه فرزندى اتّخاذ ننموده است . » يعنى با ما نافيه آمده است نه با لَم .